پروردگارا شکرت...

پروردگارا...

 

چگونه زبان به ستایشت گشایم وقتی که

زبانم پر از گناه است و در گناهان بیشماری ازین زبان باز میشود

چگونه زبان به گله بگشاییم از تویی که دعاهایم را مستجاب نمیکنی

چون هرچه باشد تو خیر مرا میخواهی

ومن عاجز 

من بی قرار ازین ناکامی

این را نمیفهمم

می گویم خدایا یعنی دیگر مرا دوست نداری!

هوایم را نداری!

غافل ازینکه پشت این

ناکامی ها

دلایل بیشماری پنهانند که همه به نفع من است و من

با ذهن کوچکم نمیتوانم آنرا درک کنم

و بیش از پیش به عصیانکارییم ادامه میدهم

و تو نگران این خودخواهییم هستی و حتی مرا مجازات نمیکنی بااینکه حق داری

و عیبهایم را از دیگران میپوشانی

و باز بی قرارانه منتظر بازگشتم بسوی خودت هستی تا از گناه دست بشویم

و مطیع تو شوم

 

وای که چقدر گستاخ و خیره سر شده ام

خودم را دیگر نمیشناسم

من اینگونه نبودم نه!

ولی تاب تحمل سختی های روزگار را نداشتم و به آسانی تن به نافرمانییت دادم

خدایا

میدانم انتظار زیادیست ولی باز هم هوایم را داشته باش

هرچند که قطعا هوایم را داشتی

و مراقبم بودی

مرا ببخش

اما نه اول کمکم کن تا خوب شوم و بعد گناهان بیشمارم را برمن ببخشای

ای خدای بزرگ و مهربان

میدانم

تو بی نیازی

این منم که نیازمندو محتاج تو هستم

پس این گدا را از درت مران

ای خداوند هستی بخش

ای بسیار آمرزنده

ای معبود من...

سپاسگذارو شاکرم

از نعمتهایی که برمن ارزانی داشتی.

 

 

 

 

/ 2 نظر / 45 بازدید
الهام

خدایا … دلم همراهی می خواهد از جنس خودت! نزدیـــک؛ بی خطــــر، بخشــــنده… بی منّـــــــــــــــــت … ! [گل][گل][گل]

الهام

دلم خیلی گرفته[ناراحت][گریه]